فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى )

10

كليات ( فارسى )

بنا بر اطالت از نثر درگذشته ، بدين چند بيت اكتفا كرده آمد . پس از آن 42 بيت از غزليات و رباعيات وى آمده است . 3 - شيخ ابو القاسم بن ابو حامد بن نصر بليانى انصارى كازرونى در كتاب سلم السماوات كه در 1014 به پايان رسانيده دربارهء وى چنين نوشته است : « شيخ عراقى - از اعزهء عراق و مشاهير آفاق بوده و در هفده سالگى افادهء علوم نموده ، بتقريب عاشقى از همدان ، كه مولد اوست ، بهند رفته و از راه كرمان معاودت نموده و بصحبت شيخ اوحد الدين كرمانى رسيده و كتاب « لمعات » در خانقاه او تمام نموده ، پس بجانب روم افتاده و در « قونيه » روم با مولانا جلال الدين محمد رومى و شيخ صدر الدين قونوى صحبت داشته و همگى اوقات با خرقهء زهد و تقوى و عمامهء فضل و فتوى بادهء عشق و محبت پيموده و شيفتهء حسن و ملاحت بوده ، تا به حدى كه در بازار كفاشان بتقريب عاشقى لواى اقامت افراخته و با طعن و ملامت ساخته ، نظم : آن عاشق مست لاابالى * كز عشق دمى نبود خالى سجاده بدوش و سبحه در دست * مىگشت بكوى عشق پيوست عشقست حيات جاودانى * بىعشق مباد زندگانى و عراقى در مبادى حال ، كه در هند به خلوت نشسته ، اين غزل گفته و بر محراب عبادت نوشته : نخستين باده كندر جام كردند * ز چشم مست ساقى وام كردند بعالم هر كجا درد و غمى بود * بهم كردند و عشقش نام كردند چو خود كردند راز خويشتن فاش * عراقى را چرا بدنام كردند و هم از آثار جميلهء اوست . . . » و پس از آن سه بيت ديگر از غزليات آمده است . 4 - محمد عارف لقايى در كتاب مجمع الفضلاء كه در 996 در اندكان بتأليف آن آغاز كرده و در هندوستان در زمان جلال الدين اكبر به پايان رسانيده چنين